رمز صوت  تماشاي صدا موسيقي ايران
 

موسيقي ايران پيوستگي روح و جسم رابه همراه دارد و روح هاي بيشماري رابه يگانگي مي خواند 

005600.jpg

 


نمايشگاهي از تار، دوتار، سه تار و تنبور با عنوان رمز صوت تماشاي صدا در نگارخانه سعدآباد برپا شده است.
در اين نمايشگاه كه آثار دست ساز محمدرضا ژاله به نمايش درآمد حدود ۲۰ ساز ايراني كه اين هنرمند ساخته است، حضور داشت. ژاله در ساختن اين آثار از فضاي طبيعي اطراف خود بسيار استفاده كرده است، به گفته خودش سازي ساخته كه روزي از ديدن قو در رودخانه چنين طرحي به ذهنش رسيده. اين ساز كه شبيه قو است صداي كمانچه مي دهد و يا ساز ديگري كه از پروانه در ساختن آن الهام گرفته است. در واقع تار است البته سازنده ساز معتقد است صداي اين ساز از صداي تار بهتر است. به هر حال اين نوازنده، طبيعت را در ساختن اين سازها كه جنبه كاربردي هم دارد بسيار دخيل دانسته است.
در اين نمايشگاه مهدي روشن نوازنده تار و محمد روشن نوازنده تنبك به صورت بداهه قطعاتي را در شور و دشتي و ۴ مضراب شور و زرد ميلجه استاد ابوالحسن خان صبا اجرا كردند.
در مراسم افتتاحيه اين نمايشگاه سرخيوسيئرابرنال وزير مختار و نفر دوم سفارت مكزيك نيز حضور داشت.
وي با اشاره به دليل حضورش در اين نمايشگاه كه علاقه ويژه به هنر ايران است، گفت:« اين نمايشگاه سابقه بسيار طولاني تمدن و فرهنگ ايراني و غناي فرهنگ ايراني و همچنان قدرت خلاقه هنرمندان ايراني در گذشته و امروز را نشان مي دهد.»
وي با اشاره به چگونگي ساخت اين سازها همچنين افزود:« قدرت خلاقه اي براي ساخت اين سازها به كار رفته كه نشان دهنده حضور استاد بزرگي است كه چنين سازهايي را ساخته. البته براي نواختن اين سازها به مهارت زيادي نياز است چرا كه وقتي نوازنده شروع مي كند به نواختن در واقع آغازگر خلاقيت است.»

005610.jpg

 


ولي در خصوص برگزاري نمايشگاه هايي به اين شكل در مكزيك و يا بالعكس آن نمايش سازهاي مكزيكي در ايران عنوان كرد:« برگزاري چنين نمايشگاه هايي بسيار اثرگذار است چون از طريق آلات و ابزار موسيقي دو فرهنگ، قوم و ملت مي توانند همديگر را بهتر بشناسند با توجه به اين كه تكنيك و فنون كشورهاي مختلف متفاوت است.»
سيئرابرنال در ادامه مشاركت و برنامه ريزي در برگزاري چنين نمايشگاه هاي مشتركي را بسيار مثبت و مهم دانست و گفت:« اگر بر اين اساس برنامه فرهنگي، آموزشي و هنري بين دو كشور پايه ريزي شود البته به شرط درست عمل كردن در حيطه آن نتيجه مثبتي خواهيم گرفت.»
در بروشور اين نمايشگاه آمده است:«از لحظه اي كه بشر صدا را شنيد بي شك به موسيقي و گرماي روح بخش آن پي برد. موسيقي نسيم و برگ درختان، باد و باران، جوشش چشمه از دل سنگ، بازي موج و صخره،  صداي فرو ريختن بهمن،  پژواك كوه و سكوت كوير را احساس كرد و دل سپرد به آواي بيكران نغمه پرندگان و از همان روز تا كنون با ساخت آلات موسيقي سعي به بازنمايي انعكاس نواي دروني خود نموده است.»
ما مي انديشيم كه بتوانيم به موسيقي گوش فرا دهيم كه در آن انديشيدن فراموش نشده باشد. اين انديشه شامل ارزش هايي است كه از گذشته به ما رسيده و ما با برداشت امروز خود آن را باور مي كنيم. موسيقي ناب از انساني حاصل مي شود كه خود در راستاي اين هنر جدي بوده و زندگي او بيانگر هنر و كار جدي او باشد.
نكته اي كه در اين برخورد بسيار پراهميت است، جان مايه ملي و آئيني اين هنر است كه آن را ايراني نگه مي دارد و هر ساز ملي تنها مي تواند در چارچوب انديشه و تفكر ايراني راه خود را باز يابد و با دانش امروز به جلو هدايت شود. بي شك در اين ميان سازندگان ساز بار سنگيني را به دوش مي كشند.

005605.jpg

 


موسيقي ايراني بدن را به چرخه مي آورد. آواز، پيغام هايي را كه از جانب عرفاي ايراني در قالب وزن و قافيه برايمان آورده اند به صوتي خوش در گوش جانمان مي نشاند. نقاشي و تذهيب چاكراه هاي بصري را روشن مي كند. نقش برجسته ها بر روي سفال، سنگ، فلز يا چوب از طريق چشم حس هاي لامسه را بيدار مي كند و تمام هنرهاي ايراني كه از ايران به تمام خاورميانه يا گاهاً خاور دور پراكنده شده اند و بر تمام تمدن جهاني تاثير گذاشته اند پوشيده در رمزهاي ناگشوده اند. نگاهي بيندازيد به موسيقي هاي محلي تمام نقاط ايران، هركدام با نوا و صوتي متفاوت به ظهور مي رسند. در اين ميان رقص ها نيز به مثابه پيروي از موسيقي به شكل خاص بومي درمي آيند.بدن در اختيار صوت قرار مي گيرد. در موسيقي نواحي جنوبي قسمت هاي بالايي بدن به حركات ريز و خرد به حركت درمي آيند. در موسيقي كردي كل بدن از جا كنده مي شود در جهت بالا و پايين به حركت درمي آيد و در نگاه كلي موسيقي ايراني در گروه و حركات دسته جمعي ديده مي شود. يعني اينكه پيوستگي نه تنها روح كه جسم را به همراه دارد و روح هاي بيشماري را به يگانگي مي خواند. آيا به اين انديشيده ايد كه دانش و حكمت ساخت  سازهاي ايراني چگونه پديد آمده اند، از كجا مردم ايران پي برده اند كه با گذاشتن چند سوراخ بر روي ني، يك شاخه از يك گياه مي توانند به صوتي دست پيدا كنند كه به تمام روان آدمي تاثير بگذارد.
بر گرفتن وسيله موسيقي به سادگي يك ني از زمين و قرار دادن سوراخ هايي به تعداد عدد مقدسه ۷ در يك سو و تك سوراخي در سوي ديگر ني كامل كننده اعداد ۷ به ۸ بر روي ني چندان اتفاقي نيست و چرا از هر منطقه اي گويشي خاص، لباسي خاص، موسيقي خاص، رقصي خاص و هنري خاص برخاسته است؟ چرا تمام تاريخ ما هيچگاه از ياد نرفته است بلكه از صورتي ديگر تبديل گشته است؟ آيا تاريخ مجموعه اي از انرژي هاي پيدا و پنهان نيست و آيا تمام حركت زمين در پرده هاي پنهان رمزها قرار نگرفته است؟ پرده هايي كه شعر و ادبيات فارسي در آنها پنهان گشته و كلام را به روشني آشكار نمي نمايد، وزن و قافيه اند. اين وزن و قافيه علاوه بر اينكه موسيقي را به شعر حاصل مي كند معني روشن شعر را در پرده خود مي پوشاند و اين بدان علت نيست كه پيغام پنهان بماند بلكه بدان نيت است كه شنونده سطح آگاهي خود را تا جايي بالا بكشد كه در حد فهميدن معني هاي عميق تر براي كشف رمزهاي بالاتر گردد و بدين نگاه است كه عرفان در قالب شعر مستتر مي گردد و شعر در قالب قافيه و وزن در قالب زيبايي و تكرار. اينگونه است كه كلام به صراحت رمز نمي گشايد! اما آنان كه بايد، به دريافت ها مي رسند و ديگران را نيز آگاه مي كنند و پرده از پرده برمي دارند. اين پرده ها براي چيست؟
براي اينكه سطح شعور و آگاهي عمومي براي ديدن نور واقعي هنوز به پختگي نرسيده است و اين نور واقعي چيست؟
اين نور واقعي آن خداوندي است كه در قرآن از آن ياد شده است

                                                                                         Back